خرید بک لینک
عصر شهریور و هوایی کمی تا قسمتی ابری.نشسته ام کف اتاقی که بعد از دوهفته بیخیالی و گشت و گذار رسیده ام بهش، و یک عالم کار و استرس و بهم ریختگی روی میز و تخت و در و دیوار منتظرم اند. نشسته ام کف اتاق و «صیاد»ِافتخاری گذاشته ام برای خودم. کلیشه است؟ قشنگ است ولی... بلند می شوم که بروم یک چای هل و دارچین دار برای خودم دم کنم و با نبات و صدای ستار آهنگ افتخاری، آرام بگذرانمش. می دانی؟ متوجه وقتی که برای من می گذارند هستم و متوجه ام که حرف هایشان تا چه حد می تواند خیرخواهانه و دلسوزانه باشد. اما خب، منطقا دلم نمی خواهد کسی برای من هدف هایم را تعیین کند و بگوید که دو

برچسب: نویسنده: نگار میرزاده تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 16:55

یک دقیقه و سی ثانیه بازیه که توش باید میوه ها رو بزنی بره. من اما هر چقدر هم که تند بازی می کنم و هر چقدر هم که رکورد خودم رو می شکونم، تهش بازم گوشی تو دستم می لرزه و می زنه: گیم اور! به پریسا می گم آخه چیه منطقش؟ خب دیگه چیکار کنم که گیم اور نشم؟!
می گه همینه دیگه. گیم اور می شی. باید تا ابد بری.
مسخره ست!
اما هنوز مثل قبل بازی می کنم.
هربار همون طور و هربار سعی می کنم بهتر برم. بهتر گیم اور شم.
سر هیچ و پوچ.
وقتی که می دونی همیشه تهش گیم اور می شی...

برچسب: زندگیم همینه و من همینم,من و همسفر زندگیم, نویسنده: نگار میرزاده تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 13:14

حال رویاهای من خیلی وقت است که خوب نیست جان دلم. انگار مرده اند. بی حال افتاده اند و هرچه می زنم توی گوششان بلند نمی شوند. من مانده ام و روزهای بی آرزو. روزهای خستگی از سیاهی ها. روزهایی که هرچه فکر می کنی، دلت هیچ چیز را «واقعا» نمی خواهد. all round me are familiar faceswo out placeswo out faces bright and early for the daily racesgoing no where...going no where and the tears are filing up their glassesno expressioo expression hide my headl want to drown my sorrowno tomorrowno tomorrow ... Mad world

برچسب: نویسنده: نگار میرزاده تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 13:14

این چند روز که توی خانه تنها بودم، تجربه ی جدیدی بود. مستقل بودن هنوز مثل قبل برایم جذاب است اما این روزها، این اولین تجربه ی نسبتا طولانی مدت، کمی متفاوت تر گذشت. چیزهایی به چشمم می آمدند که وقت بودنشان گم شده بودند بین روزمرگی ها. مدام فکر می کردم به آدم های تنها. به صبح در را قفل کردن و عصر، تنها کلید را توی تاریکی خانه انداختن. به زنانگی های ناتمام و زن هایی که کسی نیست به چه غذایی دوست داشتنش فکر کنند. کسی نیست که طعم کیک هایشان را بچشد. کسی نیست وقتی که کارهای دیگر مانده و آنها ایستاده اند به ظرف شستن و ظرف شستن، ازشان بپرسد خوبی؟ به مردهایی که مجبورن

برچسب: نویسنده: نگار میرزاده تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 13:14

حال من خوب است، و اوضاع دارد بهتر می شود. :)

پ.ن: یک عالم حرف نوشته بودم برای گفتن. اما با خودم که فکر کردم، دیدم بعد از مدت ها فقط همین یک جمله را به اینجا بدهکارم. همین.

برچسب: نویسنده: نگار میرزاده تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 13:14

روزهای خوبی نیست. نل می داند بهتر است سکوت کند تا بگذرد. گاهی وقت ها، می بینم که کلمه ها تا گلویش بالا می آیند اما چیزی نمی گوید. نمی گذرد. چند روز به اندازه ی چند هفته کش می آید و نمی گذرد. چند هفته برای بهتر شدن حال همه کافی به نظر می آید اما چند روز، نه. پس تعجبی ندارد. پس باز هم باید خزید لا به لای روزمرگی و چیزی نگفت. ملال، شده سایه ی سنگین همه ی ساعت های تنها بودن و تنها نبودنم، و ترس، انگار که در سایه ام جاری شده و با رفت و آمد نورها دنبالم می کند. گاهی فکر می کنم که کاش بیشتر بود. یا کمی بهتر بلد بود چه کار کند. یا سکوت نکند و بداند کلمه چه بیاورد برای این ح

برچسب: چند شخصیتی,چند شخصیتی بودن,چند شخصیتی ها,چند شخصیتی چیست,چند شخصیتی ویکی پدیا,چند شخصیتی ویکی,چند شخصیتی بیماری,چند شخصیت,چند شخصيتي بودن,انسانهای چند شخصیتی, نویسنده: نگار میرزاده تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 13:14

نل؟ باز هم راهت دهم به رویاها؟ دوباره بگویم بیایی بنشینیم روی مبل طوسی به حرف زدن؟ به پرکردن جاهای خالی؟ اگر چیزی بهتر نشد چه؟ اگر بدتر شد و شدم مثل گذشته ها چه؟ می ترسم نل. می ترسم. دوستت دارم اما دلم می خواهد بگویم بمانی پشت در. بمانی توی راه پله های سرم. توی کوچه. توی راه. توی خانه ی خودت در ناکجاآباد این دنیای لعنتی... دلتنگم اما می ترسم. بعدنوشت: بمانم توی بالکن و همه ی درها پشت سرم بسته باشد. به انتظار خودم. به بیهوده ترین انتظار. شبیه همان پستی که بهار نود و سه نوشته بودم و حالا توی این وبلاگ نیست که دوباره بگذارمش البته.

برچسب: پرکردن جاهای خالی ابرو, نویسنده: نگار میرزاده تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 13:13

صفحه بندی